داستان « بيل گيتس » از نگاهي ديگر (پاره‌ی نخست)
مالکولم گلدول

بیایید این‌بار مروری داشته باشیم بر داستان زندگی بیل‌ گیتس. پسری جوان و باهوش که به سرعت جذب دنیای برنامه‌نویسی کامپیوتر شد. او ابتدا در یک شرکت کوچک کامپیوتر به نام مایکروسافت مشغول به کار بود و سپس استعداد بلندهمتی و پشتکار و مقاومتش، از او غولی در دنیای نرم‌افزار ساخت. این داستانی است که همیشه شنیده‌ایم، اما اجازه دهید کمی عمیق‌تر به این مسأله بپردازیم.
پدر گیتس یک وکیل ثروتمند و مادرش دختر یک بانکدار بسیار ثروتمند بود. در دوران کودکی، به عنوان یک بچه‌ی باهوش در انجام تکالیف درسی‌اش دچار مشکل شد و به همین دلیل، والدینش از ابتدای کلاس هفتم او را به مدرسه‌ای خصوصی به نام لیک ساید که هزینه‌هایش توسط خانواده‌های دانش‌آموزان تأمین می‌شد، فرستادند و در سال دومِ حضور بیل گیتس در این مدرسه، مرکز کامپیوتر مدرسه افتتاح شد.
این واقعه در زمان خودش بسیار شگفت‌انگیز بود، چرا که در آن زمان، وجود یک کامپیوتر با ارتباط مستقیم به سیستم پردازنده‌ی مرکزی و بدون نیاز به استفاده از کارت‌های راه‌انداز، اتفاق بسیار نادر و برای بیل گیتس فرصتی بسیار استثنایی بود تا برنامه‌نویسی را با استفاده از یک کامپیوتر با قابلیت انجام هم‌زمان چند برنامه بیاموزد. او به عنوان یک دانش‌آموز کلاس هشتم، بی‌درنگ شروع به برنامه‌نویسی کرد...

ادامه دارد...


برگرفته از كتاب:
گلدول، مالكولم؛ نخبگان چگونه نخبه مي‌شوند!؛ برگردان فائزه عسكري و فرناز عسكري؛ چاپ نخست؛ تهران: سبزان 1389.
منبع:سایتhttp://www.rahpoo.com