تا ابد (پاره‌ی نخست) (داستان واقعی)

تا ابد (پاره‌ی نخست) (داستان واقعی)
ماریا بارسلونا

برادرم «رالف» در جون سال ۱۹۶۹ در جنگ ویتنام کشته شد. آن‌موقع، او بیست و یک ساله بود و من نوزده ساله. خانواده‌ی ما همین دو بچه را داشت و ما بهترین دوستان هم بودیم.
ادامه نوشته

فرمان نادرست رئیس‌جمهور (داستان واقعی)

فرمان نادرست رئیس‌جمهور (داستان واقعی)
دیل کارنگی

روزی «ادوارد استانتون» [۱]، لینکلن را دیوانه و احمق خواند. استانتون در حقیقت از این مسئله عصبانی و...
ادامه نوشته

شادمانی‌ جاودانه (داستان واقعی)

شادمانی‌ جاودانه (داستان واقعی)
دالایی لاما - هوارد. سی کاتلر

‏دو سال پیش، ثروت باد‏آورده‌ای به یکی از د‏وستانم رسید. هجده ماه قبل ...
ادامه نوشته

من مجبور نیستم (داستان واقعی)

من مجبور نیستم (داستان واقعی)
میلتون اریکسون

یکشنبه بود و همه‌ی ما در حال خواندن روزنامه بودیم. کریستی به سمت...
ادامه نوشته

داستان « بيل گيتس » از نگاهي ديگر (پاره‌ی سوم)

داستان « بيل گيتس » از نگاهي ديگر (پاره‌ی سوم)
مالکولم گلدول

... فرصت شماره‌ی یک حضور بیل گیتس در مدرسه‌ی خصوصی...
ادامه نوشته

داستان « بيل گيتس » از نگاهي ديگر (پاره‌ی سوم)

داستان « بيل گيتس » از نگاهي ديگر (پاره‌ی سوم)
مالکولم گلدول

... فرصت شماره‌ی یک حضور بیل گیتس در مدرسه‌ی...
ادامه نوشته

داستان « بيل گيتس » از نگاهي ديگر (پاره‌ی دوم)

داستان « بيل گيتس » از نگاهي ديگر (پاره‌ی دوم)
مالکولم گلدول

... از آن زمان به بعد، گیتس همه‌ی زندگی‌اش را در...
ادامه نوشته

داستان « بيل گيتس » از نگاهي ديگر (پاره‌ی نخست)

داستان « بيل گيتس » از نگاهي ديگر (پاره‌ی نخست)
مالکولم گلدول

بیایید این‌بار مروری داشته باشیم بر داستان زندگی بیل‌ گیتس...
ادامه نوشته

کسی به ‏سگ مرده ‏لگد نمی‌زند (داستان واقعی)

کسی به ‏سگ مرده ‏لگد نمی‌زند (داستان واقعی)
دیل کارنگی

‏در سال 1929 ماجرایی رخ داد که شور و غوغای...

ادامه نوشته